العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

118

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

و در تفسير مجمع از صادقين عليهما السّلام و تفسير عياشى آمده كه يعنى خدايا آنان را ( ظالمان ) بر ما مسلط مگردان كه با اين راه ستمكاران را مورد آزمايش قرار دهى . و لا تدع . . . ما لا ينفعك و لا يضرك - چيزى را كه اگر بخوانى او را نفعى به تو نميرساند و اگر از او روگردان شوى زيانى نميرساند كه اگر چنين چيزى را بخوانى فانك اذا من الظالمين - چون شرك خود ظلم بزرگى است . على بن ابراهيم گفته ظاهر اين آيه خطاب به پيامبر است ولى مقصود مردم هستند - زيرا پيامبر ابدا در فكر شرك نيست و ان يمسسك اللَّه بضر اگر ضرر و زيانى را به تو برساند فلا كاشف له الا هو - هيچ كس نميتواند دفع و جلوگيرى كند - و ان يردك بخير فلا راد لفضله و اگر ارادهء خيرى به تو كند فضل و كرم او را هم هيچ كس نميتواند مانع شود . در اين آيه مورد ضرر و زيان را با تعبير مس و تماس گفته ولى در مورد خير تعبير اراده نموده است با اينكه هر دو از جانب او است : گفته شده از اين جهت است كه خير و رساندن نعمت مراد بالذات است يعنى اصولا « آنچه خدا اراده مىكند بدهد او خير و نعمت است و اما ضرر و زيان مقصود اولى و اصلى نيست بلكه خود مقدمه براى وصول بخير است از اين جهت در مورد خير مستقيما لفظ اراده به كار رفته ولى در مورد ضرر لفظ مس و تماس استعمال شده است و مطلب ديگر اينكه در مورد خير تعبير به فضل نموده ( لفضله ) براى اشاره به اين جهت كه مشمول نعمت و خير از طرف الهى از لحاظ فضل و كرم او است نه اينكه ما استحقاق داشته و نسبت به اين نعمت ذى حق باشيم - و در آيه رسيدن ضرر و خير را مطلق گفته و استثنائى نيامده است چون پيدا است هيچ قدرتى نميتواند مزاحم و مانع باشد - بصيب به من يشاء اين خير را بهر كه بخواهد مىرساند و هو الغفور الرحيم - پس رحمت و لطفش را از راه اطاعت و بندگى بدست آورده و اگر گناه كردى از مغفرت و بخشش نااميد مباش و اللَّه على كل شيء وكيل و خدا بر همه چيز حافظ و نگهبان است . پس بر او توكل كن كه به حال همه آگاه است و پاداش و كيفر آنها را خواهد داد - مما تشركون من دونه - يعنى از اين خدايان شما بيزارم - فكيدونى جميعا ثم لا تنظرون - همگى شما كينه‌توزى نموده و مرا مهلت ندهيد با اين همه قدرت و قوت و كثرت نفرات كه كفار داشتند و با آن عطشى كه بكشتن آن پيامبر داشتند قاطعانه و بدون پروا با اين سخن شجاعانه با آنان برخورد مىكند از جهت اعتماد و توكل كه به خدا دارد كه او حافظ است و آنان گرچه با هم متحد شوند و توطئه نمايند ولى كوچكتر از اين هستند و مكر و خدعهء آنها ارزشى ندارد - انى توكلت على اللَّه ربى و ربكم - يعنى هر چه كوشش كنيد به من زيان نميرسانيد چون من توكل به او دارم و بكفايت و حفاظت او اعتماد دارم و او مالك من و مالك شما است و تا او نخواهد مكر و نيرنگ شما مؤثر نيست - و ما من دابه الا هو اخذ بناصيتها - هيچ جنبندهء نيست مگر اينكه خدا مالك او است و مسلط بر او و متصرف در او طورى كه بخواهد و اخذ بناصيه كنايه است - چون معناى